شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

279

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

ع - در ركاب امام حسين عليه السّلام در كربلا ، يك بانو به شهادت رسيد كه عبارت بود از : « ام وهب نمرى قاسطى » ، همسر عبد اللّه بن عمير كلبى ، اين بانو بالين سر شهيد خود قرار گرفت و گفت : از خدايى كه بهشت را روزى تو گردانده مسئلت دارم مرا نيز در جوار تو قرار دهد در اين هنگام رستم غلام شمر با ضربت گرزى ، وى را به شهادت رساند . ف - روز عاشورا ، دو بانو در ركاب امام حسين عليه السّلام جنگيدند كه عبارت بودند از : 1 - مادر عبد اللّه بن عمير : اين بانو پس از شهادت فرزند خود ، عمود خيمهاى را بر گرفت و به وسيلهء آن به ميدان نبرد با دشمن شتافت ، امام حسين عليه السّلام او را بازگرداند و به دو فرمود : « ارجعي رحمك اللّه ، فقد وضع اللّه عنك الجهاد » . « به خيمه بازگرد ، خداوند تو را مشمول رحمت خويش قرار دهد ، خداوند جهاد را از تو برداشته است » . 2 - مادر عمر بن جناده : آن گونه كه روايت شده ، وى پس از شهادت فرزندش ، سر او را از دشمن گرفت و بر مردى از آنان زد و او را به هلاكت رساند ، سپس شمشير كشيد و به خواندن اين رجز پرداخت : أنا عجوز فى النساء ضعيفة * بالية خاوية نحيفة أضربكم بضربة عنيفة * دون بنى فاطمة الشريفة يعنى : من در ميان زنان ، زنى ضعيف هستم ، زنى پير و فرتوت و لاغر . بر شما ضربهء محكمى وارد خواهم ساخت ، در دفاع و حمايت از فرزندان فاطمهء عزيز ، چنين مىكنم . بنا به نقل برخى ارباب مقاتل : امام عليه السّلام نزد او آمد و وى را به خيمه بازگرداند .